الشيخ الكليني ( مترجم ومحقق : محمدباقر بهبودى )

281

الكافي ( گزيده كافى ) ( فارسى )

سؤال خود را تكرار كرد و انصار مدينه در نوبت سوم گفتند : آرى ما با سعد بن عباده هم سخن و هم رأييم . ابو جعفر باقر گفت : به اين جهت بود كه خداوند پرتو انصار مدينه را بىفروغ كرد و براى تشويق سران عرب سهمى در زكات شرعى نازل كرد . شرح - خمس غنائم ويژهء رسول خدا بود تا ميان خاندان خود تقسيم كند . اين حكم در سال سوم هجرت ضمن آيهء 41 سورهء انفال نازل شده بود . ولى چون در زمان رسول خدا تعداد خاندان او فراوان نبودند ، بيشتر خمس غنائم را به ديگران مىبخشيد . در جنگ حنين كه به سال هشتم هجرت ، يعنى پنج سال بعد از نزول آيهء خمس صورت گرفت ، رسول خدا ، ما زاد خمس را به سران عرب بخشيد كه در ركاب او با قبيلهء هوازن جنگيده بودند . در اين جنگ غنائم فراوانى نصيب شده بود . از جمله بيست و چهار هزار شتر كه خمس آن چهار هزار و هشتصد شتر خواهد بود . رسول خدا از اين رقم كلان ، فقط دو هزار شتر به سران قريش داده بود ، برخى مانند ابو سفيان صد شتر ، و برخى مانند پسرش معاويه پنجاه شتر دريافت كرده بودند . انصار مدينه گمان كردند كه اين عطاى صد شتر و هفتاد شتر و پنجاه شتر به عنوان سهم غنائم آنان است ، در حالى كه سهم ديگران از انصار و مهاجر به اين رقم نمىرسيد ، لذا زبان به اعتراض گشودند ، در حالى كه اعتراض آنان وارد نبود . البته جاى اين ايراد و اعتراض خواهد بود كه اگر رسول خدا مىخواهد سهام خمس خود را به ديگران بدهد ، انصار و مهاجر كه سالها در خدمت ايمان و اسلام بوده‌اند اولويّت بيشترى خواهند داشت تا ابو سفيان و معاويه و امثال او كه هنوز از اسلام